تبليغاتX
داشتن و نداشتن فرقشون فقط تو یه نونه
یادش بخیر اقلآ ما که غیرت رو داشتیم//ولی این روزا رو گلامونم قیمت گذاشتیم
 خسی در میغات

مهتاب بنور دامن شب بشکافت

    می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت

******

خوش باش و میندیش که مهتاب بسی

   اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت


                                                                                                                                 خیام
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در پنجشنبه دوم خرداد 1387  |
 یادگار روزهای خوش...

 وای باران ، باران

شیشه پنجره را باران شست ،

اما از خاطر من چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟؟

آسمان ها آبی ، پر مرغان صداقت آبی ست .

دیده در آینه صبح تو را می بیند

از گریبان تو صبح صادق ، می گشاید پر و بال

تو گل سرخ منی ، تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری ؟؟

نه ، از آن پاک تری

تو بهاری ؟؟

نه ، بهاران از توست .

از تو میگیرد وام هر بهار این همه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست ،

ای بهین باغ و بهارانم تو
سبزی چشم تو ، دریای خیال ،

پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز ، مزرع سبز تمنایم را

ای تو چشمانت سبز

در من این سبزی هذیان از توست

زندگی از تو و مرگم از توست

سیل سیال نگاه سبزت ،

همه بنیان وجودم را ویرانه کنان می کاود.

من به چشمان خیال انگیزت معتادم

 ودر این راه تباه ، عاقبت هستی خود را دادم

آه سرگشتگی ام در پی آن گوهر مقصود چرا

در پی گمشده خود به کجا بشتابم ؟

مرغ آبی اینجاست ،

در خود آن گمشده را دریابم .

 

باز کن پنجره را ،

صبح دمید ،

چه شبی بود و چه فرخنده شبی ،

آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید ،

کودک قلب من این قصه شاد از لبان تو شنید :

" زندگی رویا نیست ، زندگی زیبایی است . "

می توان بر درختی تهی از بار، زدن پیوندی

می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت

می توان از میان فاصله ها را برداشت .

دل من با دل تو هر دو بیزار از این فاصله هاست ...

 

 

                                                          حمید مصدق ( قصیده آبی خاکستری )

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386  |
 ....
سوختم.....

خاکسترم.....

باده ی تلخی ست که باد به میخانه ی عشاق سحر می بخشد

سحر آن وقت دعا،من به پرباری ابرم،به سبک بالی باد!!

آسمان فردا زیباتر خواهد بود

من و تنها یی و باده ی تلخ....

باران سیاه.....

این همه بت....

باده ی تلخ....

پرستیدن....

(اینو چندروز پیش از دهن یکی از هم کلاسیام شنیدم،به دلم خیلی نشست)

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در یکشنبه هشتم مهر 1386  |
 دوست...
دیگه کسی نمونده،همه دارن میرن،هر کسی پی سرنوشت خودش،دنبال آیندش...

وای خدا!چه روزایی بود،چه روزایی با هم داشتیم،چه جاهایی که باهم رفتیم،چه نگاهایی که به هم کردیم،چه غصه هایی که باهم خوردیم،چه اذیتا یی کردیم،چه دعواهایی که باهم کردیم.......

دلم واسه ی همه ی این چیزا تنگ می شه،هیچ وقت فراموش نمی کنم،نمی تونم فراموش کنم،می دونم اونا هم نمی تونن.همه ی اون چیزا شد یه خاطره،هم خوب هم بد.امیدوارم بازم دوره هم جم شیم،دوست دارم موفقیت تک تکشونو ببینم ودعا می کنم......

زندگیه دیگه و شیرینی زندگی توی همینه،خاطرهای گذشته و امید به آیندس که به زندگی معنا میده...

خدایا ممنون...

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386  |
 تست هوش...!
۴ تا سوأل هستش. بايد اونها رو سريع جواب بدي. حق فکر کردن نداري، حالا بزار ببينيم چقدر باهوش هستي...

آماده اي؟

برو ادامه مطلب...

.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386  |
 رد پای خداوند
دیشب رویایی داشتم

خواب دیدم بر روی شنها راه می روم

همراه با خوده خداوند

و بر روی پرده ی شب

تمام روزهای زندگی ام را،مانند فیلمی می دیدم

همان طور که به گذشته ام نگاه می کردم

روز به روزه زندگی را

دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد

یکی مال من و یکی از آن خداوند

راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیص یافته خاتمه یافت

آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم

در بعضی از جاها فقط یک رد پا وجود داشت

اتفاقا، آن محلها مطابق با سخت ترین روزهای زندگی من بود

روزهایی با بزرگ ترین دردها،رنج ها،ترسها و ....

آن گاه از او پرسیدم

خداوندا، تو به من گفتی در تمام ایام زندگی ام با من خواهی بود

و من پذیرفتم که با تو زندگی کنم

خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات دردآور مرا تنها گذاشتی؟

خداوند پاسخ داد:

فرزندم تو را دوست دارم و به تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود

من هرگز تو را تنها نخاهم گذاشت

نه حتی برای لحظه ای

و من چنین نکردم

هنگامی که در آن روزها یک رد پا بر روی شن ها دیدی

من بودم که تو را به دوش می کشیدم

فرهنگ عامیانه برزیلی             

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در شنبه هفدهم شهریور 1386  |
 زندگی با مشکلات شیرینه!!!
يه روز تصميم گرفتم بخاطر مشكلاتم خودم رو از بالاي ساختمان پرت کنم پايين... 

.

.

.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386  |
 چگونه دیوانه شدم
چنین روی داد:

یک روز،بسیار پیش از آنکه خدایان بسیار به دنیا بیایند،از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم همه ی نقاب هایم را دزدیده اند ـ همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در زندگی ام بر چهره داشتم ـ پس بی نقاب در کو چه های پر از مردم دویدم و فریاد زدم((دزد،دزد،دزدان نابکار.))مردان وزنان بر من خندیدند و پاره ای از ان ها از ترس من به خانه هایشان پناه بردند.

هنگامی که بازار رسیدم،جوانی بر سر بامی ایستاده بود فریاد زد((این مرد دیوانه است پس کو نقابش!!.)) من سر برداشتم که او را ببینم،خورشید نخستین بار چهره ی برهنه ام را بوسید.نخستین بار خورشید چهره ی برهنه ی مرا بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم،و دیگر به نقاب هایم نیازی نداشتم.و گویی در حال خلسه فریاد زدم((رحمت،رحمت بر دزدانی که نقاب های مرا بردند.))

چنین بود که من دیوانه شدم.

و از برکت دیوانگی هم به آزادی و هم به امنیت رسیده ام،آزادی تنهایی و امنیت از فهمیده شدن،زیرا کسانی که ما را می فهمند چیزی از وجوده ما را به اسارت می گیرند.

ولی مبادا از این امنیت،زیاد غره شوم.حتی یک دزد هم در زندان از دزد دیگر در امان نیست...

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386  |
 قسمت نمی شه انگار...
جواد رضویان در اولین قسمتی که پا به سریال چارخونه گذاشت،یه آهنگ معروف از حمید عسگری با لهجه افغانی اجرا کرد که به دل خیلیها نشست...!!                                                               برای دانلود این آهنگ با صدای خود جواد رضویان ... اینجا کلیک کنید!!!                         

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386  |
 اطلاعات بیشتر....
این قسمت قابله توجه اونایی هست یه ذره می خوان درباره ی katie melua بیشتر بدونن!!!

                                          

به نظرم خیلی جالبه که بدونید یه دختر با این سن کم چه درک بالایی از شعر و موسیقی داره.پیشنهاد میکنم یه نگاهی بندازید.......

 

در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در یکشنبه یازدهم شهریور 1386  |
 چند سخن قصار....

...Every day,every hour,and every minute is special.and you don't know if it will be your last

هر روز ،هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمی دانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشه...

..................................................................

...Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences,but less time

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم وراحتی بیشتر اما زمان کمتر...

..................................................................

...We've learned how to make living,but not a life;we've added years to life,not life to years

زندگی ساختن را یاد گرفتیه ایم اما نه زندگی کردن را،تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم نه زندگی را به سال های عمرمان...

.................................................................

These are the times of fast foods and slow digestion;tall men and short character;steep profit and shallow relationships

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است،مردان بلند قامت اما شخصیت های پست،سودهای کلان اما روابط سطحی...

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در شنبه دهم شهریور 1386  |
 بهرام-بنبست
بهرام...

خیلیا هستن که با رپ حال نمی کنن!!ولی خوب خیلیاهم حال میکنن!!!

ولی من به هردوگروه توصیه میکنم این آهنگ رو از دست ندن!!چون واقعآ یکی از قشنگ ترین آهنگهای رپ فارسی همین آهنگ هست!!اگه با دقت به شعر این آهنگ گوش کنید خودتون متوجه می شید...

برای دانلود و اطلاعات بیشتر درباره این آهنگ...برید به ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در شنبه دهم شهریور 1386  |
 دختر یا بهتر بگم نامرد!
نمی دونم درباری این موجود عجیب چی بگم ولی دوست دارم دربارش حرف بزنم.البته هر کس یه نظری داره!      به نظر من...

این موجود هدف خاصی نداره یا بهتر بگم هدف واحدی نداره وگرنه تا دلتون بخواد آرزو و هدف داره ولی از بس آرزوها و هدفهاش زیادن نمی تونه خودش رو به چیزی محدود کنه،البته استثنا همه جا وجود داره!!!

دایم در تلاشه که بهترین رو داشته باشه و شاید همین دلیل حرکت همواره رو به جلوی این موجوده.

بعضی وقتا از خودم می پرسم که این موجود این همه انرژیو از کجا میاره!!!در عجبم!!!به جرعت می تونم بگم که این انرژی با انرژی معادل بمب اتم برابری می کنه یا حتی بیشتر.مخصوصا در حرف زدن......نمی دونم چی بگم؟

غیر قابل پیشبینی،البته واسه بقیه وگرنه خودش خوب می دونه داره چیکار می کنه،می تونه از ۱ تا n نفرو الاف خودش بکنه(n رو به سمت بی نهیت میل بدین)،البته تابلو هم توشون زیاده.

ااگر ۱۰۰ تا پسرو بذاری کناده هم حداقل ۲نفر بینشون وجود داره که از نظر فکری و شخصیتی نزدیک بهم باشن ولی این موضوع توی ۱۰۰۰ تا دختر امکان نداره،هر کدومشون یه سازی میزنن!!

البته جمله ی بالارو با جمله معروف {همشون(موجوده مورد نظر) یه چیزن} اشتباه نگیرید،البته هنوز معلوم نشده این از کدوم قانون پیروی می کنه و چه چیزی هست ولی وجود داره من ایمان دارم.!

حرف واسه گفتن از این موجود زیاده........این جریان ادامه دارد،تا بعد ...

توضیحات:این مطلب رو نذاشتم تو ادامه‌‌‌ تا همه بخونن و این موجود رو بهتر و بیشتر بشناسن!!!

 

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در شنبه دهم شهریور 1386  |
 هنر مطلق....

دیگه کمتر کسی این روزا دنباله این چیزا می ره!!

این شعر اثر استاد فریدون مشیری،زمان قبل از انقلاب توسط سیاووش یا همون استاد شجریان امروزی با همکاری

ارکستر ملی ایران اجرا شده،شاید کمتر اهنگی مثه این پیدا میشه که به دل همه بشینه،چون هم شعر زیباست هم صدای خواننده هم اهنگ.....

برید به ادامه مطلب...                                                                     

                                                                          


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در جمعه نهم شهریور 1386  |
 مسابقه!!!!
توجه ... توجه ... !!

هركي تونست با حروف زير ۱۰ لغت معني دار بنويسه و براي ما در نظرات ارسال كنه در قرعه كشي ماشركت خواهد كرد!!!از حروف زير در كلماتتون مي تونيد هر چندبار خواستيد استفاده كنيد!

 

                      ل ه ف ا ب ي ح م ر ت

 

 

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در پنجشنبه هشتم شهریور 1386  |
 تقدیم به غرب زدگان
اینم یه آهنگ فوق العاده زیبا از Katie Melua به نام I Cried For You!!

 از آلبوم Peace by Peace !!

به همراه عکس و شعر این آهنگ!!

I cried for you
And the sky cried for you,
And when you went
I became a hopeless drifter.
But this life was not for you,
Though I learned from you,
That beauty need only be a whisper

      ادامه...                                                                                                                   . . . .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در پنجشنبه هشتم شهریور 1386  |
 ما هم بلدیم!!!!
از امروز شاهد فعالیت ما در این وبلاگ خواهید بود!!!

 

                          ما می تونیم!!!

|+| نوشته شده توسط سینا-آرش در پنجشنبه هشتم شهریور 1386  |
 
 
بالا